تبليغاتX
نسل چهارم
نسل چهارم
اخبار دانشگاه آزاد نجف آباد
نظر یکی از خوانندگان
با سلام به شما دوست خوبم
آقا فرزاد نمی دانم شما روز 1 شنبه 6/9/84 در دانشگاه نجف آباد بودید یاخیر
اما من خودم دانشجوی ترم آخر هستم و کم به دانشگاه می آییم ...
 دیروز بر حسب اتفاق بعد از چند ترم به سلف دانشگاه رفتم و با آنچنان جمعیتی روبرو شدم که فکر نمی کردم ...
بعد از مدت 35 دقیقه که عده ای در صف زدند و جا برای نشستن نبود خلاصه نوبت ما شد ...
متاسفانه نتوانستم عکسی تهیه کنم اما فکر کنم همه روزه به همین گونه باشد
آیا مسئولین دانشگاه بهتر نیست به جای بسیاری از خرجهای بیهوده و ...
به ساختن ویا درست کردن وضعیت موجود نمایند
در حالیکه این سلف برای همه دانشجویان پسر می باشد و آقایان هر ساله با گرفتن عدهء بسیار ی دانشجو و پولها و شهریه های نجومی نه تنها تلاشی برای بهبود وضعیت ممکن نمی کنند بلکه همه چیز رو به افول می باشد ...
اما در بعد از ظهر آن روز هم در هنگام برگشت به خانه با سخنان گهر بار دکتر امیری
که د ردرب سرویسها به هنگام خروج از دانشگاه مواجه شدیم که توسط فردی قرائت شد :
که بر طبق تصمیمات جدید دانشجویان پسر و دختر به هیچ وجه کنار هم ننشینند
حتی اگر با هم زن وشوهر می باشند نمی دانم ما واقعاَ به کجا می رویم؟
از شما که اخبار دانشگاه را می نویسید تقاضا می کنم این مطلب را یا به همین صورت ویا با آگاهی و ذوق خودتان بیان کنید ....
پاینده ایران
  وب سايت
2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت 19:2  توسط فرزاد  | 

16 آذر
اگر اجباریکه به زنده ماندن دارم نبود،خود را در برابر دانشگاه آتش می زدم همانجایی که در آذر 32،آذرمان در آتش بیداد سوخت،او را در پیش پای نیکسون قربانی کردند،این 3 یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند،هنوز از تحصیلاتشان فراغت نیافته اند،نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند،از آن سال چندین دوره آمدند و رفتند تا هر کسی را می آید بیاموزند،هر که را می رود سفارش کنند،آنها هرگز نمی روند،همیشه خواهند ماند،آنها شهیدند،این سه قطره خون که بر چهره دانشگاه،همچنان تازه و  گرم است،کاشکی می توانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم تا در این سموم که می وزند نفسرند......دکتر شریعتی

شانزدهم آذر يك روز ملي است. سمبل شعله اي است از آزاديخواهي ملت ايران كه بعد از كودتا (1332) ،توسط دانشجويان كشور ما شعله ور شد و به يكي از اساسي ترين خواست آزاديخواهي ملت ايران پاسخ داده شد! شانزدهم آذر با قرباني شدن سه تن ازدانشجويان كشورما ، مصطفي بزرگ نيا ، احمد قندچي و مهدي شريعت رضوي ( دانشگاه فني )، نهال آزاديخواهي را دوباره در سرزمين ما نشاندند تا ثمره آن بيست و پنج سال بعد به سرنگوني رژيم استبداد منجر گرديد!

دوستان گرامی بیایید امسال ۱۶ آذر همگام با دیگر دانشجویان! یاد و خاطره یاران دبستانیمان! را با شرکت در تجمعی در دانشگاه گرامی داریم.

2 نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 12:9  توسط فرزاد  | 

خواستن توانستن است!
وقتی که امروز توی دانشگاه با چند فراخوان از جمله ثبت نام برای کاندیداتوری نمایندگی دانشجویی شرکت در انتخابات انجمن مکانیک عضویت در انجمن مواد و ... روبرو شدم فکر کردم که واقعا کار نمایندگی دانشجویی چیه؟انجمن های علمی چه فعالیتی دارند؟چرا دانشگاه به این بزرگی شورای صنفی نداره؟چرا ما نباید یه تشکل آزاد دانشجویی داشته باشیم در صورتی که بسیج دانشجویی و المهدی این همه امکانات در دانشگاه در اختیار دارند؟چرا ...

سوالات و جوابهای زیادی تو ذهنم وجود داشت ولی در آخر به یک جواب رسیدم.

نداریم به خاطر اینکه نخواسته ایم!

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:50  توسط فرزاد  | 

سلام

از تاخیر چند روزه در آپدیت کردن وبلاگ عذر میخوام.متاسفانه یه نفر این وبلاگ را هک کرده بود که با کمک یکی از دوستان که جا داره اینجا ازش تشکر کنم پس گرفتمش.

آخرین خبرهای دریافتی از دانشگاه حاکی از آن است که با وجود تغییر رییس دانشکده فنی مهندسی۲ و اعتراضات در این دانشکده همچنان ادامه دارد و دانشجویان خواستار تشکیل شورای صنفی و بهبود کیفیت کارگاهی می باشند.

لازم به ذکر است که در پی درخواست مکرر دانشجویان مکانیک رییس دفتر این گروه که در ابتدای ترم جاری به گروه صنایع منتقل شده بود به سمت قبلی خود بازگشت.

2 نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 11:8  توسط فرزاد  | 

 از دوستان عزیز خواهشمندم چنانچه هرگونه خبر جدید یا مطلبی در مورد وقایع این هفته دارند از طریق ایمیل یا کامنت ارسال نمایند

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 20:51  توسط فرزاد  | 

دانشجوی اخراجی

امروز فریاد و شیون دختری در مجموعه فاز3 پزشکی توجه همه را جلب کرد. این دختر دانشجو در حالی که روی پله های طبقه دوم افتاده بود شدیدا گریه میکرد و جیغ میکشید و به مسئولین دانشگاه فحش می داد. پس از اینکه دو نفر از دوستانش وی را به خارج از دانشکده بردند جمعیتی حدود 500 نفر دور او تجمع کردند که مانع از سوار کردن او به اتومبیل حراست شدند ولی او آنقدر فریاد می کشید که از هوش رفت و وی را به درمانگاه دانشکده پزشکی منتقل کردند. دانشجویان با تجمع جلوی در دانشکده پزشکی خواستار توضیحات شدند که یکی از مسوولین دانشگاه گفت که وی شخصی را به جای خود در جلسه امتحان فرستاده و پس از تاییدیه از ستاد مرکزی دانشگاه آزاد در تهران حکم اخراج به او ابلاغ شده و به همین دلیل واکنش نشان داده است.ولی او در پاسخ به این سوال دانشجویان که در این موقع سال وی در چه امتحانی تقلب کرده است، سکوت کرد.

دقایقی بعد دانشجویان از جلوی دانشکده پزشکی متفرق شدند.

در حر حال فریادها و گریه های آن دختر حکایت از یک فشار عصبی بسیار شدید داشت!

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 18:41  توسط فرزاد  | 

کارت داشجویی
امروز نوشته تازه ای جلوی ورودی دانشکده ها توجه دانشجویان را به خودش جلب کرده بود. دم در همه دانشکده ها نوشته بود از اول آبان برای ورود به دانشکده کارت دانشجویی لازم است. احتمالا برای جلوگیری از ورود دانشجویان دانشکده های دیگر است تا به قول دکتر امیری از بهم ریختن جو دانشکده های دیگر و ایجاد مزاحمت جلوگیری بشود!

ضمنا دیروز از ترس تحصن و جلسه ای که در اعتراض به کمبود امکانات آموزشی در دانشکده فنی ۲ قرار بود تشکیل شود و لغو شد تعداد بسیار زیادی از نیروهای حراست و انتظامات در این دانشکده حضور داشتند.

در حالی که به دلیل پذیرش بیش از ظرفیت کمبود شدید امکانات آموزشی(حتی اتاق برای تشکیل کلاسها) در دانشگاه محسوس است پرداختن به چنین موضوعاتی موجب خشم و اعتراض دانشجویان و بیشتر اساتید دانشگاه شده است.

2 نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 0:1  توسط فرزاد  | 

خبرهای...
خبرهای بعد از تحصن از وبلاگ http://njf.blogfa.com

"متاسفانه نرسیدم زودتر از این اخبار جدید را بنویسم

اما ابتدا بعد از اعتراضات بچه ها را بگم بعد از ظهر رو شنبه با منزل چند نفر دانشجویان دخترو پسر از طرف حراست دانشگاه تماس گرفته شده وبه عده ای اعلام کردندکه تا مدتی دانشگاه نیایندجالب بود که به یکی از بچه ها گفته بودند درصورتی که ایشون را دانشگاه دیدیم "دادگاهیش می کنیم" به چند نفر دیگه هم گفتند که تا ترم آینده اخراج موقت هستند

 البته پیش بینی این مسائل از همان ابتدا آسان بود وباید در نظر داشت که بچه ها حداقل حرفشان را زدند

جالب ترین موضوع اینجاست که فردای روزاعتراض یه سی دی شامل عکس های بچه ها به حراست داده شده اینکه کی این عکسهارا داده متاسفانه من هم نمی دونم اینو نوشتم که اگه دیگه از این مسائل تو دانشگاه پیش اومدبدونید که تمام اون عزیزانی که با گوشی موبایل دارند عکس و فیلم می گیرند طرف شما نیستند آدم دورو تو این زمانه زیاد پیدا می شه و البته چند تا از بچه ها همون روز دست یه تفر دوربین عکاسی دیده بودند که معقول نیست بگیم خود دانشجو ها دوربین آوردند دنبالشون

 

 از فردای اعتراض یه خانم و آقا دم در فنی 1 ایستادند تا بچه ها را شناسایی کنند جالب اینجایت یکی از دوستهای  مااز دم حراست برادران سؤال کرد وضعیت بچه ها یی که تو اعتراض ها شرکت کردند چی می شه؟گفت من اطلاع ندارم قبلش  ما هر چی گفتیم علی بی خیال شو نپرس ،پرسید بعد حراست گیر داده بود مگه چی شده ما دیدیم اوضاع داره افتضاح می شه گفتیم ما گفتیم :هیچی ما محض فضولی و کنجکاوی این بنده خدا حراستی هم که خوشش اومده بود ما خودمان را فضول خواندیم خوشش اومد هیچی نگفت بگذریم

 

 جالب ترین موضوع این بود که فردای روز اعتراض تمام شیشه ها آماده و سالم بود برای یه اعتراض دیگه!

عجیب بود که چطور تو این مدت کوتاه همه چیز سالم شده

 بهبچه هاهم دست مریزاد می گم  همشون اصلا به روی خودشون نیاوردند که دیروز؟ اتفاقی مگه افتاده؟ شیشه؟شکسته شده؟

اما هم با تعجب نگاه می کردند یکی از دختر ها گفت نمی شه با همین سرعت دیوار ها رنگ بشه صندلی ها

درست بشه والله سؤال ما هم همینه!

 

 از بچه هایی که آسیب دیدند خبر ندارم و خوشحال میشم اگر کسی خبری داره تو ایمیل من بفرسته تا بقیه هم مطلع بشند

 

 نا گفته می مونه اگه نگم این دوسه روزه از بس تو اینترنت دنبال لینک می گشتم هر روز با تاخیر 45 دقیقه و یک ساعت رسیدم دانشگاه

ولی چه کنیم عشق هیجانه!

  


امروز قرار بود مسوولین دانشگاه با دانشجویان جلسه ای را برگزار کنند.من متاسفانه نتونستم تو این جلسه شرکت کنم ولی سعی میکنم اخبارش را هرچه زودتر تو وبلاگ بگذارم. کمبود شدید کلاسها و امکانات آموزشی تو دانشگاه صدای همه دانشجویان و اساتید را در آورده.ظاهرا قرار بوده در جلسه امروز بیشتر در این مورد بحث بشه.

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 14:47  توسط فرزاد  | 

عکس
 

                                   

        

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 0:19  توسط فرزاد  | 

دانشگاه آرام بود

بر خلاف خبرهایی که دبروز از ادامه تحصن مطرح شد دانشگاه امروز جوی نسبتا آرام و امنیتی داشت

ورودیهای دانشگاه به شدت توسط نیروهای حراست کنترل می شد.

تعدادی از دانشجویان همراه با خانواده خود جلوی در حراست به چشم می خوردند.

در محوطه دانشگاه بیشتر دانشجویان در گروههای چند نفری در مورد وقایع دیروز حرف می زدند.

کلیه شیشه های شکسته شده تعویض و تخریبهای صورت گرفته به سرعت ترمیم شده بود.

کلاسها به طور عادی تشکیل شد.

در محوطه دانشگاه و به خصوص در محوطه دانشکده فنی نیروهای حراست کلیه تردد و حرکات دانشجویان را زیر نظر داشتند.افرادی با لباس شخصی در بین حراستی ها دیده میشدند که شمایل آنها به لباس شخصیهایی که قبلا در بهم زدن مراسم و تجمعات مردمی در سطح شهر دست داشتند می خورد.

در ورودی که دیروز مخصوص ورود دختران به دانشکده شده بود بسته و همه از در اصلی وارد میشدند.

در ضمن سخت گیری در نوع پوشش دانشجویان امروز شدیدتر از روزهای قبل بود.

2 نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 16:26  توسط فرزاد  |